تماس با ما جستجو ارسال مطلب آمار سايت عضويت صفحه اصلي
   اهميت به مجالس عزاداری موضوع: آیت الله کفعمی خراسانی
 
نقل چند خاطره متفرقه از مرحوم آيت الله كفعمي خراساني: ‌
در اين قسمت به نقل چند خاطره و مطلب پيرامون ويژگي هاي مرحوم ايشان مي پردازم. لازم به ذكر است با ياري خداوند اين مطالب بر اساس موضوع در كتاب خاطرات ايشان مرتب خواهد گرديد.
صراحت لهجه
از ويژگي هاي آن مرحوم صراحت در بيان بود و اگر مطلبي را قبول مي داشتند در نقل آن مراعات كسي را نمي كردند و حرف خويش را مي زدند كه آوردن چند مثال خالي از لطف نيست:
الف- سخنراني يكي از مسوولين طراز اول كشور از تلويزيون پخش مي شد و ما مشغول ديـدن آن بوديم. بيش از نيمي از سخنراني نگذشته بود كه ايشان با عصبانيت تلويزيون را خاموش كرده و گفتند: و ما از ترس جرا‡ت روشن كردن تلويزيون را پيدا نكرديم.( در اينجا بد نيست بگويم ايشان صحبت هاي آقاي قرائتي را توجه مي كرد و ابراز خوشحالي مي كرد كه ايشان درس هايي از قرآن و اخلاقيات را براي مردم بيان مي كند.)
ب- ابوالحسن بني صدر رييس جمهور به زاهدان آمده بود و مرحوم كفعمي با وي ملاقاتي داشت. مسجدي ها و اطرافيان پرسيدند نظرتان راجع به بني صدر چه بود؟ فرمودند: دستانش خيلي نرم بود( ! كنايه از اين كه اهل عمل و كار نيست)
ج- در ايام انقلاب ساواك براي روحانيون زاهدان يك پاكت پول فرستاده بود تا به نوعي دم ايشان را ببيند. تمام روحانيون پس از مشورت با مرحوم كفعمي پاكت ها را عودت داده و به اطلاع ايشان رسانده بودند جز يك نفر. يادم مي آيد روحاني مذكور در راهپيمايي چند روز بعد آفتابي شده و به همراه مردم شعار مي داد. وقتي به حاج آقا خبر دادند كه فلاني هم آمده به شدت عصباني شد و جلوي همه صدايش را بلند كرد : و اطرافيان با سرعت شيخ را خبر كرده و از معركه به در بردند.
استخاره هاي جالب توجه و پرطرفدار
مرحوم آيت الله كفعمي براي كارهاي خودشان خيلي اهل استخاره نبودند و توجه به عقل و استشاره را ارجح مي دانستند اما براي مريدان و متقاضيان استخاره مي گرفتند. استخاره هاي ايشان به قدري طرفدار داشت كه بارها شاهد بودم تلفن منزل ايشان براي گرفتن استخاره از راههاي دور حتي خارج از كشور به صدا در مي آمد. (با توجه به رند بودن شماره هاي ايشان تلفن منزل خانم اول ايشان 2848 و منزل خانم دوم 2545 بود) بسياري از مردم زاهدان شماره ها را حفظ بودند.
در آن زمان مرسوم بود استخاره ها را پشت پاكت به ترتيب شماره نوشته و نيت مي كردند و حاج آقا معمولاً پس از نماز استخاره ها را با قرآن گرفته و پشت پاكت مي نوشت كه جملات كوتاه اما راهگشاي ايشان اكثرا براي مردم جذاب و مورد استفاده بود. متداول بود كه داخل پاكت ها مبلغي مي گذاشتند كه حاج آقا آن را ميان مكبر مسجد، بچه هاي نمازگزار كه در مسجد حضور داشتند و فقراء درب مسجد جامع تقسيم مي كرد.
با وضو بودن و رو به قبله نشستن
آن مرحوم سعي مي كرد هميشه با وضو باشد و اواخر عمر كه دچار ناراحتي هاي جسمي شده بود از اينكه نمي تواند هميشه وضو بگيرد و به اين مستحب عمل كند ناراحت بود. در هنگام نشستن نيز ايشان هميشه سعي مي كرد رو به قبله باشد و اگر از اطرافيان كسي مي خواست به نماز بايستد جهت نشستن ايشان را ملاك جهت قبله مي دانست و نياز به پرسش نبود.
اهميت به مجالس عزاداري
ايشان نسبت به برپايي برنامه هاي عزاداري اهل بيت (ع) عنايت ويژه اي داشت. برگزاري مجالس روضه پس از نماز مغرب و عشاء در ايام عزاي اهل بيت (ع) در مسجد جامع با حضور روضه خوانهاي مشهور شهر همچون مرحوم حاج شيخ محمود صمصامي و مرحوم حاج احمد ذاكر هميشه برقرار بود. در برنامه حسينيه هاي شهر كه اكثراً با حمايت خود ايشان تأسيس شده بود نيز شركت مي كرد.
روز تاسوعا و عاشورا هم هيات هاي شهر از كنار مسجد جامع عبور كرده و در منزل ايشان در كوچه مسجد (كوچه حافظ) عزاداري كرده و به ايشان به عنوان عالم بزرگ منطقه تسليت مي گفتند.
در منزل خويش نيز اكثر صبح هاي پنج شنبه جلسه وعظ و خطابه به همراه صبحانه و پاكت اهدايي جهت روحانيون و طلاب برقرار بود.
در دهه فاطميه دوم هميشه در منزل برنامه روضه خواني و مداحي داشته و علاوه بر وعاظ و مداحان بومي از خطباي برجسته قم، مشهد و ساير شهرها نيز دعوت به عمل مي آوردند.
در آن زمان فاطميه دوم مشهور نبود و قريب به اتفاق مجالس عزاداري بانوي دو عالم در سطح كشور در فاطميه اول برگزار مي شد و ايشان شهادت حضرت صديقه را در فاطميه دوم مستندتر مي دانستند و مجلس ايشان جزو مجالس مشهور و البته بي بديل بود.
نویسنده : عادل مزاری




   خصوصيات اخلاقي مرحوم آيت الله كفعمی موضوع: آیت الله کفعمی خراسانی
 
در اين قسمت به ذكر چند خصلت از خصوصيات اخلاقي مرحوم آيت الله كفعمي مي پردازيم. اميد كه براي همگان خصوصا جوانان مايه استفاده و الگوپذيري باشد:
احترام به سادات: آن مرحوم نسبت به اولاد پيامبر (ص) بسيار اهل رعايت و احترام بود و هميشه در مجالس و محافل و انظار مردم ايشان را مقدم بر بقيه مي داشت و حتي اگر سيد نوجوان بود او را در ميان جمع مورد لطف خويش قرار داده و سعي مي كرد جلوتر از سادات راه نرود و ايشان را جلودار نمايد.
در عيد سعيد غدير به خانه سادات شهر مي رفت و ضمن تكريم آنها از ايشان عيدي مي گرفت ( چند بار شاهد بودم كه قبل از عيد غدير جهت تامين عيدي چند تن از سادات مستمند به آنها كمك مالي مي كرد تا مجلسشان با رونق برگزار شود.)
جهت سادات مستمند كارت مستمري ماهيانه درست كرده بود كه اول هر ماه به ايشان مراجعه و سهمشان را دريافت مي كردند ( بعدها اينكار توسط مرحوم آيت الله عبادي و شهيد حجت الاسلام مزاري دامادهاي ايشان از طريق صندوقهاي قرض الحسنه توحيديه و سيدالشهدا (س) زاهدان ادامه پيدا كرد.)
با كمك يكي از خيرين زميني را در انتهاي خيابان آزادي جهت محله سادات تهيه و آن را ميان سادات مستمند تقسيم وهمچنين ‌در احداث خانه نيز ايشان را كمك و ياري نمودند.
خداوند از شش داماد ايشان سه داماد را از سادات قرار داد و جالب اينجاست پس از رحلت ايشان ديديم كه محل دفن آن مرحوم ميان چند تن از سادات واقع شده است.
قطعاً احترام ايشان به ذريه رسول خدا (ص) موجبات ارتقاء درجه آن عالم بزرگوار در دنياي باقي خواهد بود.
احترام به روحانيت و حمايت عملي از اهل علم:ايشان به هركس كه لباس پيامبر (ص) را بر تن داشت احترام مي نمود و نوجوانان اهل ذوق منطقه را به حضور در مدرسه علميه و پيوستن به صف سربازان امام عصر (عج) تشويق مي كرد.
با توجه به كمبود روحاني در سيستان و بلوچستان سعي مي نمود سعي مي نمودند با حمايت مالي و معنوي نوجوانان مستعد دروس حوزوي، تعداد طلاب و روحانيون استان را افزايش داده در آن دوره زماني نوجوانان علاقه مند از بزمان و دلگان بلوچستان تا روستاهاي سيستان تحت حمايت ايشان قرار گرفتند و به جرات مي توان گفت اكثر علما و روحانيون معاصر استان و مهاجر از استان هاي ديگر ( اعم از زنده يا متوفي) از شاگردان ايشان بوده اند.
هنگام رفت و آمد در سطح شهر ( با راننده) اگر روحاني را پياده مي ديدند حتماً توقف كرده و ايشان را به مقصد مي رساندند.
اگر به مجلسي دعوت بودند حتماً چند تن از روحانيون و طلاب را به همراه خود مي بردند.به خانه روحانيون و وعاظ و سادات سركشي كرده و اگر اهل علم مشكل مالي داشت قطعاً از حمايت مالي ايشان برخوردار مي شد.
اگر روحاني ولو كم بضاعت ايشان را دعوت مي كرد با روي باز قبول مي كرد. با وجود مقام علمي بالايي كه داشت روحانيون و طلاب مبتدي را هم با عنوان و احترام خطاب مي كرد و شان ايشان را به بقيه متذكر مي گرديد.
يادم مي آيد در مراسم تشييع و نماز ميت شهيد بزرگوار محمدرضا سبزكار ( از شهداي اول جنگ تحميلي و ياران مسجد جامع مرحوم كفعمي ) به من كه مكبرشان بودم گفتند اعلام كن كه امشب در مسجد جامع حجت الاسلام والمسلمين حجتي كرماني سخنراني مي كنند. من پشت ميكروفن اعلام كردم امشب حج آقا حجتي كرماني در مسجد جامع سخنراني دارند. ايشان مرا خواست و فرمود با احترام و كامل عنوان ايشان را بگو. من با فهم سن نوجواني در دلم گفتم من اهل تملق نيستم دوباره پشت ميكروفن قرار گرفته و گفتم امشب حجت الاسلام محمدجواد حجتي كرماني در مسجد جامع سخنراني دارند ناگهان ايشان بلند شده و ميكروفن را از من گرفتند و فرمودند: امشب در مسجد جامع خطيب توانا و دانشمند شهير حضرت حجت الاسلام والمسلمين محمد جواد حجتي كرماني سخنراني دارند. بعد آهسته به من كه در آن سن و سال ناراحت و رنجيده خاطر شده بودم گفتند پسرم علما را با احترام خطاب كن!




   عدالت مرحوم كفعمي موضوع: آیت الله کفعمی خراسانی
 
در بخش نخست خاطرات، مطالبي پيرامون سخاوت مرحوم آيت ا... كفعمي خراساني مطرح گرديد كه اميد است مورد توجه خوانندگان واقع شده باشد و اينك بخش دوم:
عدالت مرحوم كفعمي
ايـشان بين علما و بزرگان در سطح كشور مشهور به رعايت عدالت بود و سعي مي كرد در همه مسائل از امور سياسي و اجتماعي گرفته تا مسائل داخل خانواده اعتدال را مراعات كند. شايد اگر اعتدال در مديريت برنامه هاي انقلاب در سطح استان از سوي ايشان اعمال نمي گرديد در جريانات سال هاي اول انقلاب با توجه به شرايط خاص مذهبي و جمعيتي استان درگيري و خونريزي زيادي ميان مردم به وقوع مي پيوست كه شرايط چند ساله اخير استان كه ناشي از افراط گرايي در مسائل قومي و مذهبي و عدم وجود اعتدال لازم مي باشد، شاهد اين مدعاست.
رويه ايشان در مسائل سياسي و اجتماعي را در قسمت خاطرات انقلاب خواهيم آورد در اين قسمت به مسائل اندروني بيت ايشان مي پردازيم:
با عنايت به اينكه ايشان دو عيال اختيار كرده بودند در كوچه حافظ زاهدان دو خانه در كنار هم را اختصاص به دو خانواده خود داده بودند و در بحث حضور در ميان دو خانواده و خريد مايحتاج زندگي و ساير موارد در منتهاي درجه، عدالت را منش خويش قرار داده بودند.
عيال اول ايشان مرحومه مريم ذخيره داري فرزند كربلايي محمد حسين ذخيره داري از بازاريان خوشنام زابل و عيال دوم مرحومه هاجر صفا فرزند اسماعيل از خانواده هاي اصيل رشتخوار تربت حيدريه بودند.
با توجه با اينكه فرزند بزرگ عيال اول حاج هاشم بود مشهور به مادر هاشم و عيال دوم كه فرزند بزرگشان حاج قاسم بود بعنوان مادر قاسم معروف بودند. (دفعه اولي كه خصوصي خدمت رهبر انقلاب رفتم گفتند شما از آل قاسم هستيد يا آل هاشم؟)
در مورد عدالت ايشان اگر بخواهيم بنويسيم شايد دهها صفحه مثال و خاطره از سوي خانواده و مريدان ايشان قابل نقل باشد كه مختصراً چند مثال براي خوانندگان مي آوريم:
1- ايشان در سفر براي فرزندان رعايت مساوات را مي كردند حتي در سفر كربلا كه دو عيال ايشان فرزند كوچك به همراه داشتند جهت هر كدام يك خانم به عنوان خدمه به همراه بردند.
2- براي تهيه لباس، پارچه را به صورت توپي و يكرنگ خريده و داخل منزل به طور مساوي به تعداد بچه ها تقسيم مي كردند (رنگ و جنس پارچه مادر و دختر و كلفت خانه همه يكي بود.)
3- هر وقت مهماني برايشان وارد مي شد، آن شب در هر منزل كه بودند پـذيـرايي مهمان سهم آن خانه بود.
4- در خــــريـــد مـيـــوه وسبزي در داخل خانه بچه ها با نظارت ايشان اجناس را بين دو خانه تـقـسـيـم مـي كـردند ( حتي طناب دور جعبه ميوه و صفحه زير تخم مرغ هم دو قسمت مي شد)! ‌
5- اگر تابستان براي خانه يخ مي خريدند (آن زمان از كارخانه يخ مرحوم دبيري يخ قالبي بزرگ تهيه مي شد) يخ نيز در خانه شكسته، وزن و تقسيم مي شد.
6- در توزيع سوغات، عيدي، پول پاكت استخاره (كه اكثراً به كلفت خانه تعلق مي گرفت) نيز رعايت اعتدال مي شد كه البته بعداً نوادگان ايشان نيز از سفره احسان ايشان متنعم شده و بعد از ازدواج فـرزنـدان ايـشان، نوادگان آن مرحوم جايگزين جهت جذب هدايا و سوغات شدند. (در هنگام وفات در سال 1362 مرحوم آيت ا... كفعمي داراي 40 نوه و در حال حاضر بيش از 110 نتيجه خاندان بزرگ ايشان را تشكيل مي دهد.)
شايد خداوند هم در اعطاي فرزند به ايشان عدالت را مقرر كرده بود چرا كه به هر دو عيال ايشان چهار پسر و سه دختر عطاء كرد ( از مادر هاشم يك دختر و از مادر قاسم يك پسر در كودكي به رحمت خدا رفتند.)
ايشان اسامي فرزندان را داخل قرآن گذاشته و انتخاب مي كردند. ‌
پسران ايشان به ترتيب سن: هاشم، قاسم، عالم، قائم، راحم،كاظم، سالم(صادق) و خاتم (صالح) مي باشند.
دختران ايشان به ترتيب سن: خديجه، حميده، رضيه، وحيده، جليله و فريده مي باشند. ‌
جالب است كه به صورت اتفاقي ايشان صاحب سه داماد روحاني و سه داماد غير روحاني شده و سه داماد ايشان سيد و سه نفر ديگر عام بودند.
دامادهاي ايشان به ترتيب حاج احمد علي لكزي، مرحوم سيد حسام الدين بابا حسيني، مرحوم حاج حسن شريف مقدم، شهيد حجت الاسلام مزاري، مرحوم آيت ا... عبادي و حجت الاسلام سيد حسين مطهري يزدي هستند.
در مورد عدالت آن عالم فرزانه جاي سخن بسيار و خارج از اين مقاله مي باشد و آنچه گفتيم شايد اشاره به اين معنا باشد كه اگر علماي دين در كنار شناخت و تبليغ معارف ديني، خود نيز عامل به آموزه هاي ديني باشند صد البته تأثير گذارتر خواهند بود و آن مرحوم را مي توان از مصاديق بارز علماي عامل نام برد.
نویسنده : عادل مزاری








موضوعات








منوي کاربري
نام کاربري:
کلمه عبور:
 
تقويم
<    «  دي 1390  »    >
شیدسچپج
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
آرشيو
» خرداد 1396 (2)
» آبان 1395 (1)
» شهريور 1395 (2)
» خرداد 1395 (1)
» خرداد 1394 (2)
» خرداد 1393 (1)
» بهمن 1392 (1)
» دي 1392 (1)
» آذر 1392 (1)
» آبان 1392 (1)
» مهر 1392 (1)
» شهريور 1392 (1)
» خرداد 1392 (1)
» اسفند 1391 (1)
» دي 1391 (5)
» آبان 1391 (7)
» خرداد 1391 (3)
» ارديبهشت 1391 (2)
» فروردين 1391 (1)
» اسفند 1390 (1)
» بهمن 1390 (2)
» دي 1390 (3)
» آذر 1390 (2)
» آبان 1390 (22)
» مهر 1390 (2)
» شهريور 1390 (6)
» مرداد 1390 (1)
» تير 1390 (1)
» خرداد 1390 (1)
» ارديبهشت 1390 (6)
» فروردين 1390 (9)
» اسفند 1389 (2)
نقشه‏ی سایت
نظرسنجي

کاملا پای‏بندم
اگر روزه بگیرم نماز میخوانم
گاهی نماز میخوانم
اصلا نماز نمیخوانم



The latest from © Shahid Mazari Main Site