تماس با ما جستجو ارسال مطلب آمار سايت عضويت صفحه اصلي
   اين چهار نفر ايران را زنده كردند موضوع: آیت الله عبادی
 
ايت الله رضازاده:
اين چهار نفر ايران را زنده كردند
روحاني يك عمر طبيعي دارد كه از مادر زاده ميشود و بعد هم با عمر محدودي ميميرد. و يك عمر روحاني . عمر روحاني ما از وقتي كه وارد حوزه ميشويم شروع ميشود اين عمر روحاني قهراً داراي دو بخش است : بخش اول متعلم است ومحصل ،و بخش دوم معلم يا مبلغ.
طبيعي است كه روحانيت نسبت به اين دو بخش چهار گروه خواهند بود:
1-گروهي كه در هر دو بخش موفق بوده اند.
2-گروهي كه در هيچكدام موفق نبوده اند.
3- گروهي كه خوب درس خوانده اند اما به خاطر ضعف بيان نميتواند به خوبي ترويج دهد.
4-گروهي كه وقت تحصيل موفق نبود اما در بخش تبليغ وارشاد مفيد بوده است .
مرحوم آقاي عبادي به نظر بنده از آن دسته اول است ، هم وقتي كه درحال تحصيل بود محصل خوبي بود وبا جديت درس ميخواند وبا استعداد بود وهم بعد از تحصيلات مروج و مبلغ خوبي بود.
ما در سال 1345توسط استادمان آيت الله وحيد چهارنفري (آقايان عبادي ، كرباسي، عباسپور و خودم)از طريق آبادان – بصره به نجف عازم شديم كه ابتدا در مدرسه آخوند در درس آيت الله خوئي و آيت الله وحيد شركت ميكرديم . من تا آن موقع نميدانستم آقاي عبادي چقدر مستعد است چون قبلاً ما با آقاي عباسپور و ايشان با آقاي كرباسي مباحثه ميكردند و چون آنجا همه با هم مباحثه ميكرديم فهميدم ايشان چقدر پر استعداد است ودر طول ايام درسي من با استعداد تر از آقاي عبادي نديدم . در نجف رسم بر اين بود كه هر هفته نوبت طلبه هاي يكي از كشورها بود هفته اي كه نوبت ما ايرانيها بود ما چهار نفري در حضور هيئت ممتحنه حاضر شديم و چون امتحان داديم و تمام شد يكي از شاگردان آيت الله خوئي رو به ايشان نمودند و گفتند:آقا!اين چهار نفر ايران را امروز زنده كردندو فوق العاده امتحان دادند و آقاي مدرس افغاني كه ممتحن ادبيات عرب بود گفت : آقا‌! شما بايد به اينها جايزه بدهيد و آنگاه آيت الله خوئي به ما گفتند : شما نزد چه كسي درس خوانديد؟ گفتيم : آيت الله ميلاني ، ايشان از وي تمجيد و تعريف كردند.
به نظر من ايت الله عبادي چند ويژگي را دارا بودند:1- صبر و استقامت فراوان در برابر مصائب و مشكلات . يك اسطوره اي بود از نظر استقامت و پركاري.
2-تدين و ايمان ، ايشان هرچند ظاهر نميكرد اما فوق العاده و به تمام معنا متدين و متعبد بود و من واقعاً به ايشان به عنوان يك امام عادل اقتدا ميكردم.
3- دفاع از انقلاب و تشيع و مكتب اهل بيت عليهم السلام ؛ من كسي را در اين صفت با ايشان نظير نميابم . و از آن رنج ميبرم كه از دست داديم .
ايشان در مناظره علمي و دفاع از مكتب ائمه چنان مستعد و با مهارت بود كه وقتي شبهه اي يا سؤالي را بدون زمينه و مطالعه قبلي به ايشان عرضه ميكردند ، با احاطه و تسلط كامل شبهه را حل و سؤال دکتر را پاسخ ميگفت ، ايشان دراين ويژگي يا مجتهد بود يا قريب الاجتهاد.
4- مسئوليت و مردم داري : مرحوم عبادي هم مدتي كه در زاهدان بودند و هم در مشهد بخاطر تواضع و مردم داري ، همه را مجذوب ميكرد و اين محبوبيت در دو چيز ظاهر است : يكي رأيي بود كه براي مجلس خبرگان به ايشان دادند كه بعد از آقاي هاشمي رفسنجاني در سراسر كشور بيشترين رأي متعلق به ايشان بود در مشهد هم كه اول بودند ودوم تشييع جنازه گسترده اي بود كه از وي شد.
همچنين ايشان مسائل سياسي را بسيار خوب تحليل وبررسي ميكردند و براحتي از كنار آنها نميگذشتند. من امسال را بايد سال حزن خودم قرار دهم كه دوست صميمي اي مثل ايشان را ازدست دادم . در ابتداي سال آيت الله صدرالدين حائري شيرازي را از دست دادم ودر پايان اين سال آيت الله عبادي را واين عام الحزن من است .
«برگرفته از سخنان استاد رضازاده از اساتيد حوزه علميه مشهد»




   خدای ما، خدای پا برهنه‏ها، آنها بابی‏زبانی منجی را صدا میزنند موضوع: قلم
 


الحمدلله هنوز هم دهانم بوی شیر مادر می دهد، اما از اینکه بچه تر بودم، در کتاب ها خوانده بودم و از بزرگ تر ها شنیده بودم که هنگامه ظهور مهدی موعود، ملل عرب علیه حکام خود دست به قیام می زنند و علیه بیداد، داد می زنند. خوانده بودم و شنیده بودم که از این ملت ها، گروهی شان پیروز می شوند و گروهی شان برای پیروزی، کار سخت و طاقت فرسایی دارند. آنقدر فهمیده بودم که اوضاع در کشورهای عربی، پر از اعتراض است به پادشاهان. به اهالی تاج و تخت. جنگ قبیله ها با آل خلیفه ها. جنگ ایل با آل. خوانده بودم و شنیده بودم که دنیا، سرتاسر تشنه عدل می شود. خوانده بودم و شنیده بودم که مردم دنیا علیه اقلیت حاکم سرمایه دار، هر یک با زبانی، دست به قیام می زنند. خوانده بودم و شنیده بودم که دنیا پر از ظلم و جور و ستم می شود و صبر جهانیان لبریز می شود. فهمیده بودم، تکنولوژی و توسعه پیشرفت می کند، لیکن عدل و داد، پسرفت. چیزهای دیگری هم خوانده و شنیده بودم. بعضی هایش رنگ و بوی خرافه داشت و بعضی دیگرش یا ابهام داشت یا ایهام. مانده بودم کدام روایت را رد کنم و کدام حکایت را تایید، اما اینقدرش را مطمئن بودم که هنگامه ظهور، دنیا شکایت دارد از اوضاع خویش. از حال و روز خویش. از امروز خویش. حتم داشتم که دنیا در صدد فردایی دیگر است. فردایی با حضور منجی، از پس ظهور. باز هم اما مدام می خواندم و می شنیدم و می فهمیدم که در آستانه ظهور، کشور عربستان دست خوش نوعی جنگ قدرت می شود. آن زمان برای وقتی است که ولیعهد مرده است و پادشاه در بستر بیماری، مشاهده می کند که مویز قدرت، آنچه زیاد دارد قلندر است و شاهزاده. خوانده بودم و شنیده بودم نام پادشاه بیمار، «عبدالله» است، اما بنده خدا نیست. اشک و گریه و دل و مهر و عاطفه را شرک می داند، اما شریک قائل شدن برای خدا را، نه! هم دست و هم داستان دشمنان اصلی دین خداست و با منجی، سر جنگ دارد؛ آنقدر که بر فراز خانه خدا، برجی بلندبالا، بنا می کند تا بلکه محل ظهور منجی را و خود منجی را، بتواند زیر نظر داشته باشد. وقتی یک لات که به عزی تنه می زند، کلیددار خانه خدا شده باشد، باید هم بت شکن را صدا کرد. بت شکنی که هم بت ها را می شکند و هم بت گرهایی که بت ها را بال و پر داده اند. باز هم می خواندم و می شنیدم. چه باریک بود مرز میان راست از دروغ و واقعیت از خرافه... .
***

خدای ما، خدای پا برهنه‏ها، آنها بابی‏زبانی منجی را صدا میزنند...
خدایا! می شنوی صدای بشریت را؟! گمانم با زبان بی زبانی دارد «منجی» را صدا می زند. خدایا! تو خدای مایی. فقط خدای پابرهنه ها. خدای شهدای نوجوان بحرین. خدای آن یک درصد کذایی، قدرت و ثروت است و زر و زور و تزویر. آنها به تو ایمان ندارند و تو را قبول ندارند و تو را کافرند و نسبت به تو شرک می ورزند. آنها با تو سر جنگ دارند. این ما هستیم که جز تو خدایی نمی شناسیم و جز تو خدایی نداریم. خدایا! ما ۹۹ درصد بهانه ایم؛ آنها به جنگ تو آمده اند و به جنگ با منجی تو. تو و منجی ات، ما را در این جنگ، تنها نمی گذارید. تو به ما وعده داده ای و وعده تو، همیشه راست و درست بوده است. خدایا! الوعده وفا! که الحمدلله بشریت هنوز هم دهانش بوی شیر مادر می دهد. ما سر سفره تو بزرگ شده ایم. این جنگ، جنگ با عیال الله است. خدایا! بفرست منجی ات را…
روزنامه وطن امروز




   درس‏های آموزنده از امام باقر(ع) موضوع: دین و اخلاق
 

سالروز شهادت امام پنجم شیعیان گرامی باد


امام باقر(ع) شکافنده علوم و آداب زندگی بود. در این مختصر تنها به پنج درس آموزنده اکتفا کرده ایم.

امام جعفر صادق علیه السلام حکایت نماید: - روزی پدرم - امام محمّد باقر علیه السلام - فرمود: به خدا سوگند، بعضی روش هائی را چون : در آغوش گرفتن ، روی زانو نشاندن ، بوسیدن و اظهار محبّت و مهربانی کردن ، که نسبت به بعضی از فرزندانم انجام می دهم . - با این که می دانم شایسته آن محبّت ها نیستند؛ بلکه دیگری شایسته و مستحقّ آن مهربانی ها و محبّت ها است . - این برخورد یکسان من با آن ها به خاطر آن است که آنچه برادران حضرت یوسف علیه السلام با وی انجام دادند، در بین فرزندان من واقع نشود.




   حدیث و روایت های زیبای دینی و مذهبی موضوع: دین و اخلاق
 








صفحه قبل << 1 2 3 4 >> صفحه بعد




موضوعات








منوي کاربري
نام کاربري:
کلمه عبور:
 
تقويم
<    «  آبان 1390  »    >
شیدسچپج
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
282930 
آرشيو
» خرداد 1396 (2)
» آبان 1395 (1)
» شهريور 1395 (2)
» خرداد 1395 (1)
» خرداد 1394 (2)
» خرداد 1393 (1)
» بهمن 1392 (1)
» دي 1392 (1)
» آذر 1392 (1)
» آبان 1392 (1)
» مهر 1392 (1)
» شهريور 1392 (1)
» خرداد 1392 (1)
» اسفند 1391 (1)
» دي 1391 (5)
» آبان 1391 (7)
» خرداد 1391 (3)
» ارديبهشت 1391 (2)
» فروردين 1391 (1)
» اسفند 1390 (1)
» بهمن 1390 (2)
» دي 1390 (3)
» آذر 1390 (2)
» آبان 1390 (22)
» مهر 1390 (2)
» شهريور 1390 (6)
» مرداد 1390 (1)
» تير 1390 (1)
» خرداد 1390 (1)
» ارديبهشت 1390 (6)
» فروردين 1390 (9)
» اسفند 1389 (2)
نقشه‏ی سایت
نظرسنجي

کاملا پای‏بندم
اگر روزه بگیرم نماز میخوانم
گاهی نماز میخوانم
اصلا نماز نمیخوانم



The latest from © Shahid Mazari Main Site