تماس با ما جستجو ارسال مطلب آمار سايت عضويت صفحه اصلي
   هجران يار موضوع: آیت الله عبادی
 
هجران يار ( این شعر در وصف آیت الله عبادی سروده شد )

ازآن وقتي كه رفتي چشم گريان شد
زهجرت نازنين در سينه طوفان شد
تو رفتي در گوشه اي تنها نشستم
كلامي گفتم و در خود شكستم
عبادي ،مردمان رايار بودي
پدر بودي براي شهر ما غمخوار بودي
عبادي چون خميني مهربان بود
به سيمايش وفاداري نشان بود
عبادي از خميني درس آموخت
چو شمعي بهر اين پروانگان سوخت
عبادي مظهر خدمت به ملت
شعاع عشق بود و درس عزت
عبادي ياور مستضعفان بود
هزاران خير بود وبس نهان بود
عبادي مشهدي را رهنما بود
زهر آلايش و زشتي جدا بود
عبادي در ره پيغمبران بود
چو مهدي ياور مستضعفان بود
عبادي رفت و يادش در دلم ماند
دمادم قصه هجران او خواند

علي گرگعلي طلبه مدرسه امام باقر(ع)




   پیام سيد رضا تقوي رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه موضوع: آیت الله عبادی
 
سلام عليكم
ضايعه درگذشت عالم رباني حضرت آيت الله عبادي امام جمعه مشهد موجب تأثر و تألم شديد گرديد. رحلت اين شخصيت خدمتگذار را كه سلامتي خود را بر سر خدمت به دين و ديانت ، مردم و مملكت گذاشت براي اسلام و مسلمانان «ثلمه اي» عظيم بشمار مي آيد كه به سادگي جبران آن ممكن نيست . آن مرحوم كه از خانواده علم وتقوي برخاست در عرصه اي علمي تبليغي و اجتماعي در استانهاي سيستان و بلوچستان و خراسان كارنامه اي ارزنده و درخشان را از خود به يادگار گذاشت و بيش از 24سال از فراز منبر نماز جمعه با خطابه ها و موعظه هاي خود مردم را به تقوي و فضيلت دعوت كرد او نه تنها در تربيت طلاب به عنوان استادي دلسوز نقشي مؤثر داشت بلكه در تربيت شهيدان بزرگوار نيز پدر و مربي شايسته دو شهيد بود و هركس كه با اين روحاني عاليقدر آشنايي داشت مي تواند در مورد او بگويد :«عاش سعيداً و مات سعيداً»
اين ضايعه مولمه را به حضرت عالي حوزه علميه خراسان مردم شريف مشهد ائمه جمعه و جماعات خانواده و بازماندگان آن مرحوم بويژه به محضر حضرت بقيه الله الاعظم و نايب برحقش رهبر بزرگوار تسليت و تعزيت عرض ميكنم و از درگاه ايزد منان رحمت و غفران را براي آن مرحوم خواستارم .«سيد رضا تقوي-رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه»




   لا اهنيك بطوس موضوع: آیت الله عبادی
 
موج بود كه مي آمد نزديك بود غرق شوم – دريا را نمي گويم مردم راميگويم از گوشه و كنار شهر آمده بودند تا با حاج آقا وداع كنند – حاج آقا به مشهد منتقل شده بود.
آقاي توحيدي به نمايندگي از جمع صحبتي كردند و گفتند اگر نبود كه در مشهد بارگاه ملكوتي حضرت علي ابن موسي الرضا هست جاي اين شعر كه خطاب به شما بگويم «لا اهنيك بطوس بل اهني بك طوساً لقد اصبحت الطوس بك اليوم عروساً »
--------------------------------------حجت الاسلام مهدوي
وداع تاريخي :
در آخرين نماز جمعه حاج آقا ضمن اينكه از مردم حلاليت طلبيدند فرمودند بالاخره مسائل طرفيني است ممكن است افرادي نسبت به من حرفهايي گفته باشند من الان در حضور جمع عرض ميكنم از همه راضي هستم و هيچ چيزي در دل ندارم و حتي راضي نيستم فرداي قيامت كسي به خاطر من گرفتار باشد . بسيار وداع تاريخي اي بود.
--------------------------------------حجت الاسلام اسدي

لا اهنيك بطوس
کلمات کلیدی : حجت الاسلام مهدوی, حجت الاسلام اسدی, قیامت, مشهد, حلالیت, وداع تاريخي, آخرین نماز جمعه, نماز جمعه این هفته به امامت مناسب برای موتور جستجو




   داستان سيستان ( سؤال راجع به وضع بيماران ) موضوع: آیت الله عبادی
 
داستان سيستان
سؤال راجع به وضع بيماران :

20سال قبل وقتي در زاهدان رئيس بيمارستان بودم به ديدار ايشان رفتيم . يك اتاق ساده كه البته خانه امام جمعه بود وقتي متوجه شدند كه رئيس بيمارستان هستم با كنجكاوي عجيبي راجع به بيمارستان و وضعيت بيماران سؤال كردند.-------دكتر لشكری
عيادت از 320بيمار:
وقتي به بيمارستان مي آمدند از تك تك بيماران عيادت داشتند نه 10 يا 20 تخت سيصد و بيست تخت! خيلي برايم جالب بود يك نفر با آن همه مشغله كاري چطور ميتواند با آنهمه درايت و دقت عيادت كند. ----------------------دكتر لشكري
محكم همچون تفتان :
در مقابل مسئولين اهمالگر كوتاه نمي آمدند اگر از طريق راهنمايي وارشاد حل نميشد مسئله را در خطبه ها با مردم در ميان ميگذاشتند كه نتيجه اش اصلاح مسئول بود ودر مواردي بركناري مسئول خاطي . ------------------حجت الاسلام اسدی
وحدت شيعه وسني :
واقعاً وجود حضرت آيت الله عبادي در آن منطقه براي شيعيان اهل بيت مايه دلگرمي بود و پشتوانه عظيم وارزشمندي بودند وبراي اهل سنت آن منطقه هم پدري و بزرگي داشتند. ايشان هم مورد احترام اهل سنت بودند و هم پيروان اهل بيت به ايشان دلگرم بودند. در يك جمله ايشان محور وحدت در استان سيستان و بلوچستان به حسا ب مي آمدند. -------------------------------------------حجت الاسلام اسدي
تبعيض ! هرگز !
يك وقتي يكي از فرزندان آيت الله عبادي در بيمارستان ما بستري بودند روزي حاج آقا به عيادت فرزندشان آمدند – ما گفتيم ملاقات نداريم – فرمود: هر كار براي بقيه هست براي مانيز همان . خلاصه حاضر نشدند در ساعت غير ملاقات به ملاقات بروند.
-------------------------------------------دكتر لشكري
شجاع ونترس :
در هنگام تبعيد در ايرانشهر يك شب در يكي از مساجد سخنراني داشتند كه اتفاقاً رئيس ساواك شهر هم آمده بود ، يكي از حاضران گفت براي شاه يك دعا يي بكنيد حاج آقا فرمودند چه كسي گفته ؟ مرد گفت رئيس ساواك ، حاج آقا فرمودند: رئيس ساواك غلط كرده و چيزي نگذشت كه ديديم رئيس ساواك از مسجد فرار كرد.-------دكتر لشكري
مردي خدوم :
مسجد جامع - مؤسسه خيريه –مصلي المهدي – مصلي قدس – خانه اساتيد حوزه – مسجد الغدير – حوزه علميه – توسعه مسجد علي (ع) – بخشي از خدمات سازه اي اين سيد بزرگوار است. --------------------مهندس حيدري
مهربان و قاطع :
روزي به علت كسالت حاج آقا خدمتشان بوديم وسرم وصل كرده بوديم در همين حال يكي از محافظ ها آمد و گفت يك نفر از اصفهان آمده ملاقات شما ، وقتي فاميل اين شخص را گفتند حاج آقا خيلي خوشحال شدند زيرا رفيق ديرين و هم كلاسي حاج آقا بود ، ازقضا وقتي مرد وارد شد حاج آقا پي بردند كه آن فرد مورد نظر نيست اما ايشان را احترام كردند و اتفاقاً شخص آمده بود از وجود حاج آقا به عنوان يك واسطه استفاده كند و يك قاچاقچي فرشهاي نفيس را اززندان زاهدان به زندان شهرش منتقل كند . حاج آقا فرمودند اولاً من در كار قضا دخالت نميكنم ثانياً آيا وقتي كه دنبال خروج فرشها از كشور بودند فكر گرفتاري امروز را نميكردند؟ -----------------دكتر لشكري
سنگ صبور :
دوستي ميگفت :مشكلات خيلي به من فشار آورده بود رفته بودم پيش حاج آقا تا با ايشان درد دل كنم در برخورد اوليه خيلي سبك شدم و مشكلات از يادم رفت حاج آقا پرسيدند مشكلت چه بود گفتم مشكل من حل شد ويك سيب سرخ برداشتم وبيرون آمدم .
---------------------------------------حجت الاسلام اسدي
رابطه با حوزه :
آيت الله عبادي حوزه امام صادق رااحداث كردند طلاب بسيار موفقي داشت كه بعضي بعدها رتبه اول را در دانشگاه رضوي و ... كسب كردند . كم كم اساتيد مجربي همچون آيت الله كرباسي و... به دعوت حاج آقا به زاهدان آمدند و درسها حالت جدي تري به خود گرفت و عدد طلاب از 100تجاوز كرد. -----------حجت الاسلام اسدي
اهميت درس :
با تمام مشغله اي كه داشتند يك درس ميگفتند و به آن بسيار بها ميدادند بگونه اي كه اگر با كاري تداخل داشت حتي ديدار مسئولين سياسي مثل وزير، استاندار،و...درس را برميگزيدند. --------------------------حجت الاسلام اسدي
سفارش به طلاب :
حاج آقا خيلي تأ كيد داشتند كه طلاب درسها را تحقيقي بخوانند محقق باشند جدي بخوانند و به تبليغ اهميت دهند بگونه اي كه طلاب پنج شنبه ها را در روستاي اطراف تبليغ مي رفتند. ----------------------------حجت الاسلام اسدي
داستان سیستان : سیستان : سیستان و بلوچستان : استان سیستان و بلوچستان




   اين چهار نفر ايران را زنده كردند موضوع: آیت الله عبادی
 
ايت الله رضازاده:
اين چهار نفر ايران را زنده كردند
روحاني يك عمر طبيعي دارد كه از مادر زاده ميشود و بعد هم با عمر محدودي ميميرد. و يك عمر روحاني . عمر روحاني ما از وقتي كه وارد حوزه ميشويم شروع ميشود اين عمر روحاني قهراً داراي دو بخش است : بخش اول متعلم است ومحصل ،و بخش دوم معلم يا مبلغ.
طبيعي است كه روحانيت نسبت به اين دو بخش چهار گروه خواهند بود:
1-گروهي كه در هر دو بخش موفق بوده اند.
2-گروهي كه در هيچكدام موفق نبوده اند.
3- گروهي كه خوب درس خوانده اند اما به خاطر ضعف بيان نميتواند به خوبي ترويج دهد.
4-گروهي كه وقت تحصيل موفق نبود اما در بخش تبليغ وارشاد مفيد بوده است .
مرحوم آقاي عبادي به نظر بنده از آن دسته اول است ، هم وقتي كه درحال تحصيل بود محصل خوبي بود وبا جديت درس ميخواند وبا استعداد بود وهم بعد از تحصيلات مروج و مبلغ خوبي بود.
ما در سال 1345توسط استادمان آيت الله وحيد چهارنفري (آقايان عبادي ، كرباسي، عباسپور و خودم)از طريق آبادان – بصره به نجف عازم شديم كه ابتدا در مدرسه آخوند در درس آيت الله خوئي و آيت الله وحيد شركت ميكرديم . من تا آن موقع نميدانستم آقاي عبادي چقدر مستعد است چون قبلاً ما با آقاي عباسپور و ايشان با آقاي كرباسي مباحثه ميكردند و چون آنجا همه با هم مباحثه ميكرديم فهميدم ايشان چقدر پر استعداد است ودر طول ايام درسي من با استعداد تر از آقاي عبادي نديدم . در نجف رسم بر اين بود كه هر هفته نوبت طلبه هاي يكي از كشورها بود هفته اي كه نوبت ما ايرانيها بود ما چهار نفري در حضور هيئت ممتحنه حاضر شديم و چون امتحان داديم و تمام شد يكي از شاگردان آيت الله خوئي رو به ايشان نمودند و گفتند:آقا!اين چهار نفر ايران را امروز زنده كردندو فوق العاده امتحان دادند و آقاي مدرس افغاني كه ممتحن ادبيات عرب بود گفت : آقا‌! شما بايد به اينها جايزه بدهيد و آنگاه آيت الله خوئي به ما گفتند : شما نزد چه كسي درس خوانديد؟ گفتيم : آيت الله ميلاني ، ايشان از وي تمجيد و تعريف كردند.
به نظر من ايت الله عبادي چند ويژگي را دارا بودند:1- صبر و استقامت فراوان در برابر مصائب و مشكلات . يك اسطوره اي بود از نظر استقامت و پركاري.
2-تدين و ايمان ، ايشان هرچند ظاهر نميكرد اما فوق العاده و به تمام معنا متدين و متعبد بود و من واقعاً به ايشان به عنوان يك امام عادل اقتدا ميكردم.
3- دفاع از انقلاب و تشيع و مكتب اهل بيت عليهم السلام ؛ من كسي را در اين صفت با ايشان نظير نميابم . و از آن رنج ميبرم كه از دست داديم .
ايشان در مناظره علمي و دفاع از مكتب ائمه چنان مستعد و با مهارت بود كه وقتي شبهه اي يا سؤالي را بدون زمينه و مطالعه قبلي به ايشان عرضه ميكردند ، با احاطه و تسلط كامل شبهه را حل و سؤال دکتر را پاسخ ميگفت ، ايشان دراين ويژگي يا مجتهد بود يا قريب الاجتهاد.
4- مسئوليت و مردم داري : مرحوم عبادي هم مدتي كه در زاهدان بودند و هم در مشهد بخاطر تواضع و مردم داري ، همه را مجذوب ميكرد و اين محبوبيت در دو چيز ظاهر است : يكي رأيي بود كه براي مجلس خبرگان به ايشان دادند كه بعد از آقاي هاشمي رفسنجاني در سراسر كشور بيشترين رأي متعلق به ايشان بود در مشهد هم كه اول بودند ودوم تشييع جنازه گسترده اي بود كه از وي شد.
همچنين ايشان مسائل سياسي را بسيار خوب تحليل وبررسي ميكردند و براحتي از كنار آنها نميگذشتند. من امسال را بايد سال حزن خودم قرار دهم كه دوست صميمي اي مثل ايشان را ازدست دادم . در ابتداي سال آيت الله صدرالدين حائري شيرازي را از دست دادم ودر پايان اين سال آيت الله عبادي را واين عام الحزن من است .
«برگرفته از سخنان استاد رضازاده از اساتيد حوزه علميه مشهد»




   چگونه می‏توان آفتاب را نقاشي كرد ؟! موضوع: آیت الله عبادی
 
چگونه می‏توان آفتاب را نقاشي كرد ؟!


گل گلزار حضرت زهرا
ياد روزي كه روزگاران بود
شهر ما در دل بيابان بود
زاهدان شهر كوچك مرزی . . .


سفره مان هم كيسه هاي پلاستيكي كه مادرهامان حاشيه دوزي كرده بودند با نان روستايي ،آقا باما نهار خورد،هم نهار خوردو هم درس داد.درسي كه امروز داريم ميفهميم .ميفهميم بزرگي را .يادآقا بخير.سال قبل بود كه به محضرشان رسيده بوديم قرار بود زندگي نامه آقا را بنويسم و من مانده بودم با اين قلم شكسته چگونه ميشود آفتاب را نقاشي كرد . اما ننوشيدن از شرابه هاي افتاب هم ناسپاسي بود پذيرفتم و نشستيم به صحبت كردن از اين در وآندر وباز ياد آن خاطره وآقا فقط خنديدند.22سال گذشته بود از آن زمان وماهم 22سال از نزديك ايشان را نديده بوديم .اما آقا خنديدوبعد شروع كرديم...








موضوعات








منوي کاربري
نام کاربري:
کلمه عبور:
 
تقويم
<    «  دي 1396  »    >
شیدسچپج
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
30 
آرشيو
» خرداد 1396 (2)
» آبان 1395 (1)
» شهريور 1395 (2)
» خرداد 1395 (1)
» خرداد 1394 (2)
» خرداد 1393 (1)
» بهمن 1392 (1)
» دي 1392 (1)
» آذر 1392 (1)
» آبان 1392 (1)
» مهر 1392 (1)
» شهريور 1392 (1)
» خرداد 1392 (1)
» اسفند 1391 (1)
» دي 1391 (5)
» آبان 1391 (7)
» خرداد 1391 (3)
» ارديبهشت 1391 (2)
» فروردين 1391 (1)
» اسفند 1390 (1)
» بهمن 1390 (2)
» دي 1390 (3)
» آذر 1390 (2)
» آبان 1390 (22)
» مهر 1390 (2)
» شهريور 1390 (6)
» مرداد 1390 (1)
» تير 1390 (1)
» خرداد 1390 (1)
» ارديبهشت 1390 (6)
» فروردين 1390 (9)
» اسفند 1389 (2)
نقشه‏ی سایت
نظرسنجي

کاملا پای‏بندم
اگر روزه بگیرم نماز میخوانم
گاهی نماز میخوانم
اصلا نماز نمیخوانم



The latest from © Shahid Mazari Main Site