DataLife Engine > آیت الله کفعمی خراسانی > خاطرات یک زاهدانی ← بخش اول

خاطرات یک زاهدانی ← بخش اول


19 آذر 1390. نويسنده : admin
خاطرات یک زاهدانی
عادل مزاری


در سال 1362 پس از رحلت عالم رباني مرحوم آيت ا... كفعمي خراساني بنده به عنوان يكي از نوادگان ايشان و مكبّر مسجد جامع و همراه در بسياري از برنامه هاي دوران انقلاب اسلامي در كنار ايشان با داشتن خاطرات زيادي از آن مرد بزرگ تصميم گرفتم كتابي پيرامون زندگاني ايشان و خاطرات همراهان و آشنايان به رشته تحرير درآورم. با اينكه در آن زمان مطالب زيادي جمع آوري كردم اما به علل مختلف از جمله اينكه مي خواستم كار كاملي ارائه شود و هم قصور و تنبلي،اين توفيق از من سلب گرديد. چندي پيش ايشان را در خواب ديده و عرض كردم مي خواهم كتابي در مورد شما به رشته تحرير درآورم. ايشان با همان صراحت لهجه اي كه داشتند فرمودند خجالت زده از خواب پريدم و...
اينك تصميم گرفتم خاطرات، ويژگي هاي اخلاقي و مستندات و ساير مطالبي كه از ايشان دارم را به رشته تحرير درآورده و به كمك ساير دوستان در صورت توفيق نسبت به انتشار كتاب در مورد ايشان اقدام نمايم. شايد به ميزان كمي دِين خود را نسبت به پدر معنوي سيستان و بلوچستان ادا كنم. لذا از ارادتمندان ايشان درخواست دارم با ارسال خاطرات، عكسها، اسناد و ساير مطالبي كه دارند حقير را در انجام اين مهم ياري نمايند.



سخاوت مرحوم كفعمي:
مرحوم آيت ا... كفعمي در بين علماي سراسر كشور مشهور به سخاوت، مهمانداري و دستگيري از مردم بودند. زدن چند مثال براي مردم بويژه جوانان امروز كه فقط اسمي از ايشان شنيده اند مي تواند جالب توجه باشد.
الف- ايشان هميشه مهماندار بوده و هر كسي به در خانه ايشان مي آمد بايد پذيرايي مي شد حال در خانه هر چه بود و مهمان هر كه بود.
اگر سرظهر مهماني به مسجد جامع مي آمد و يا به درب خانه مراجعه مي‏كرد به سفره ايشان دعوت مي شد و غذا به هر ميزان كه بود تقسيم مي‏گرديد. حتي اگر ميوه كم بود ايشان با حوصله ميوه ها را پوست كنده و تقسيم مي‏كردند.
يادم ميآيد روزي چند نفر براي كاري مختصر به ايشان مراجعه كردند و در خانه هيچ چيز نبود و با توجه به عجله مهمانان براي رفتن، فرصتي براي تهيه ميوه و شيريني هم فراهم نبود.‌آن مرحوم براي مهمانان آب آورده و گفتند حداقل آب بخوريد تا معلوم شود ديدار زندگان آمده ايد نه مردگان.
ب- به مسافرخانه هاي آن روز زاهدان سپرده بودند كه به هيچ عنوان حق پذيرش روحاني و طلبه را ندارند و اگر روحاني مهمان به زاهدان مي آمد (اعم از ايراني و پاكستاني و افغاني و ...) مي بايد به منزل ايشان هدايت مي شد و خود ايشان ميزباني را انجام مي داد و اگر فرد مدت زيادي مي خواست بماند درمدرسه علميه ايشان در كنار مسجد جامع زاهدان پذيرايي مي گرديد.
‌ج- بواسطه اعتقاد زيادي كه مردم به آن مرحوم داشتند از داخل و خارج استان و حتي خارج كشور مبالغ زيادي از وجوهات شرعيه، صدقات، خمس و... دراختيارشان قرار مي گرفت چرا كه ايشان خانواده هاي زيادي را تحت پوشش خود داشته و ماهيانه به آنها كمك مي كردند؛ از سادات مستمند كه كارت پرداخت ماهيانه داشته و مستمندان حاشيه شهر گرفته تا فقراي درب مسجد جامع كه هر روز ظهر وجوه داخل پاكت هاي استخاره و ژتون نانوايي و غذاخوري داشتند تا در راه ماندگان و ساير نيازمندان هر كدام سهم خود را از سفره پراحسان ايشان مي بردند.
در يك جمله درب خانه ايشان هميشه باز، سفره احسان پهن و فردي سخي و اهل كرم و بخشش بودند.

بازگشت به صفحه قبل